محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

789

آثار عجم ( فارسى )

[ اهلى شيرازى ] ( 74 ) : نامش محمّد ؛ مولدش شيراز . از جمله عرفاى صاحب جاه بوده و در فنون شعر - خاصّه قصايد مصنوعه - كمال مهارت را داشته . در مقابل قصيدهء مصنوعهء خواجه سلمان ساوجى ، سه قصيده در مدح امير على شير « 1 » گفته ( 75 ) و بهتر از آن گفته و آنها در نزد فقير موجود است و مثنوى [ يى ] موسوم به « سحر حلال » ( 76 ) كه در هر شعرى ، سه صنعت « 2 » از صنايع علم بديع به كار برده كه عقل در آن حيران است و او را نيز ديوانى است قريب دوازده هزار بيت ؛ و رساله‌اى در علم معمّا و رساله‌اى در علم عروض و قافيه . قريب هشتاد و اندى عمر نموده و در [ 472 f ] سنهء 942 هجرى وفات يافته « 3 » ( 77 ) ؛ در طرف دست چپ خواجه ، مدفون است ( عليهما رحمة اللّه ) . چند فرد ، تيمنّا از آن جناب مرقوم مىشود : يا من ناصبور را ، نزد خود از وفا طلب * يا تو كه پاكدامنى ، صبر من از خدا طلب وله باورم نايد كه شد در پوست مجنون سوى دوست * عاشق اندر پوست كى گنجد چو بيند روى دوست وله زاهد به ره كعبه روان كاين ره دين است * خوش مىرود امّا ، ره مقصود نه اين است وله گر من از درد تو مردم ، بر دلت دردى مباد * جان من گر خاك شد ، بر خاطرت گردى مباد وله صد بار گر از جور توأم خون رود از دل * از در چو درآيى همه بيرون رود از دل

--> ( 1 ) . امير على شير از اهل « نوا » است و « نوا » از اراضى تبرستان است . ( 2 ) . در هر شعرى از آن مثنوى ، سه صنعت موجود است : يكى صنعت ذو بحرين كه آنها را به دو بحر توان خواند : يكى ، بحر رمل مسدس محذوف [ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ] ؛ ديگر ، بحر سريع مسدّس مطوّى مكفوف [ مفتعلن مفتعلن فاعلن ] ؛ يكى ، ذو قافيتين كه هر شعرى را دو قافيه است ؛ يكى تجنيس باقسامها . ( 3 ) . وفات او را ملّا ميرك - كه يكى از شعراست - قطعه‌اى گفته ؛ مادّه تاريخ اين است : « پادشاه شعرا بود اهلى » : 942 بر سنگ مزارش ، آن اشعار منقوش است .